«پتکِ آهنگر بر سندانِ رخوت»
کاوه (درفش دم)، نه فقط یک دمنوش، که پتکِ آهنگر است بر سندانِ خستگی؛ تجسمِ ارادهای که دیوِ سستی را به بند میکشد.
برای روزهایی که رخوت بر جان چیره شده و اراده به شماره افتاده، با هر جرعه گویی درفشِ کاویانی برافراشته میشود؛ تند، جسور و آتشین، همچون قیامِ مردی که تختِ ستم را درهم کوبید.
کاوه آهنگری بود که ضحاکِ ماردوش پسرانش را یکییکی از او گرفته بود. روزی پیشبندِ چرمیِ آهنگریاش را سرِ نیزه کرد و فریاد زد؛ مردم پشتِ سرش ایستادند و آن تکه چرم شد «درفشِ کاویانی». «درفش دم» برای ساعتهایی است که باید خستگی را کنار بزنی و کار را تمام کنی.





